ساعت یازده شبِ نیمه شعبان...
اون بالا تو آسمون نشستم و دارم زمین رو نگاه می کنم...
اینقدر زمین روشنه که چشمامو می زنه...
یه اتفاق ، یه صدا ...
یه صدا نیست ولی ...
صدای میلیون ها آدمه ،
همون آدمای خونریز و عصیانگر...
دارن یه صدا ، یه صدا یه چیزی میگن...
"اللهم عجل لولیک الفرج..."
.
.
.
خدایا میشه امشب دلت برامون بسوزه ؟
میشه امشب دعامون مستجاب شه؟
یعنی میشه؟
استرس دارم ....
چی میشه؟
اگه امشب دعای فرجِ مون مستجاب شِ!!!
برچسبها:
روزهای خوب منتهی به نیمه شعبان ، میلاد آقا و مولامون...
چی ازین بهتر؟؟؟
مادر ، تبریک می گم بهتون ، گل پسرتون بالاخره به دنیا اومد ،،،
بماند که هنوز هزار ساله تنونسته انتقام شما رو بگیره ...
ولی ...
ولی تولدش مبارک!
خیره خیره به چراغونیای خیابونا نگاه می کنم و ...
فقط حواسم به اون چراغه پرنوره ...
که هوش از سرت می پرونه...
آقا ، وقتی اومدی من هستم ؟
آقا چقدر راضی هستی از جشن تولدی که برات میگیریم؟

دوستان وبلاگی عزیزم عیدتون مبارک ، امید دارم شیعیان خوبی برای مولا بشیم.
برچسبها:

یه سوال دارم:
می مونی و تحمل می کنی یا میری و نجات پیدا می کنی؟
(منظور از رفتن : از یه مکان ، از یه شهر ، از یه کشور ، از یه شرایط سختِ)
برچسبها:
کُلا این روزا روزایی هستن که قبلنا آرزوی رسیدنشونو داشتم یه جورایی ...
ولی نمیدونم چرا وقتی اون روزایی که می خوای می رسن اونقدرا هم خوشحال نیستی بازم ...
مثلا این روزا همون روزایی هستن که رسمااااااااااا از درس و مشخ خبری نیست ...
روزایی که زنگ می زنن و میگن تو آزمون همون یه جایی که رفتی آزمون استخدامی دادی با رتبه خوبی قبول شدی...
روزایی که میری مصاحبه همون جا و رسما بدون هیچ گونه استرسی آقایونه مصاحبه کننده رو با اعتماد به نفس قانع می کنی که از سلامتی روح و روان برخورداری!!! (تا حدودی ، البته آدرس وبلاگمو بهشون ندادم ، وگرنه .... :دی)
روزایی که دوتا جوجه همسری برات خریده و ساعت ها میشینی بهشون ذل میزنی و قربون صدقه شون میری...
روزایی که نغمه ی روزانه و شبانه ات شده جیک جیکِ جوجه کوچولوهات...
روزایی که ظهرش چرت می زنی و یه دفعه حس می کنی صدای جیکونه هات خیلی نزدیکه و بعد ، چشماتو باز می کنی می بینی ناغافل دوتا جیکونه هات بالاسر دارن شیطونی می کنن...
روزای که بعد از مدت ها آرزو به دل بودن ، رفتی کلاس والیبال ثبت نام کردی و کلی بدن درد داری از ورزش کردن و سرخوشانه روزای فرد صبح زود هلک هلک دوان دوان میری ورزاشانه انجام میدی با همکلاسی هایی که سن و سالشون یا نصف توئه یا از نصف کمتره یا ... کلا بچه مدرسه این!!! (احساسه پیری فرمودیم! ...)
روزایی که برات وی پی ان مجانی می خرن و تو بازم سرخوشانه اصلا حال نداری بری پای نت بشینی ، چه برسه به اینکه بری حتی کانکشن وی پی انت رو دانلود بفرمایی...
روزایی که رمانِ "کوری" رو داری می خونی ، البته اولاشی ...
البته این روزا ...
روزایی هستن که داری مدام غصه ی خونه خریدن می خوری...
روزایی که نیازمندی های همشهری رو باز می کنی و میری قسمت خونه های هفتاد هشتاد متری و زنگ می زنی بهشون و هی غصه می خوری که این همه پولی که کم دارین ، چی میشه !؟؟؟اصلا میشه خونه بخرین؟
روزایی که شباش کوتاهه ...
روزایی که خیلی گرمه ...
روزایی که مُردَدی ...
روزایی که مُنتظِری ...

تبلیغ می کنیم وب سایت : "روزهای من" رو قُرب الی الله ...
چون شدیدا با قالب بندی این پست همخوانی داشت.
البته توصیه مدیر این وبلاگ هم بی تاثیر نبود:دی
شکلک برگزیده ی سال:
برچسبها: