هر سال اول محرم یه پارچه مشکی به دیواره خونه مون می زنیم ، نماده مشکی پوش شدن برای عزای حضرت سیدالشهدا ... طبقه معمول هم پست می ذاشتم تو وبلاگم ، امسال دیر شده ، ولی تو ذهنم بود که خیلی ها شبهاتی وارد می کنن به قیام اباعبدالله ع ، بهتره تو وبلاگم لینک بدم به پاسخ برای این شبهات ...
قرب الی الله ...
اگر امام حسین(ع) علم به شهادت خود داشتند، چرا به کربلا رفتند؟
و اگر علم نداشتند، پس روایاتی که دلالت بر علم ائمه(ع) دارد را چگونه باید توجیه کرد؟
برچسبها:
به یاد دارم اون روز که گوشه سفیدِ یه کاغذی رو سیاه می کردم و برای خودم برنامه ریزی می کردم
که ساله دیگه فلان کار ، سال بعدش فلان کار ، سالِ بعد فلان کار و این جوریا بودکه برای 10 ساله آینده ام برنامه ریزی کردم ،
یه چشم اندازه 10 ساله ، مثلِ سند چشم انداز ، ولی برای ره گذر ...
زمان بندیه اون برنامه ریزی به هم خورده !
یه حسه مبهمی دارم ، نمی شه برای کسی توضیح داد ، حتی نمی شه براش پست گذاشت ...
نمی شه اسمشو شکست گذاشت ، ولی حتی اسمش شکست باشه
نمی خوام اون قدر ضعیف باشم که بهش اعتراف کنم ...
شدیدا به صبور بودن احتیاج دارم ، صبر ، صبر ، صبــــــــــــــر ...
باید یاد بگیرم که باید تو زندگی شکست خورد ، زمین خورد ، گاهی زود به نتیجه نرسید ...
پ.ن: وقتی دوستانه خوبی داری که احوالت رو پیگیر هستن اول باید خدا رو شکر کنی
و بعد براشون پی نوشت بذاری که : من خوبم و این پست حدیث نفس بود ، اینجا همه چیز خوبه !
برچسبها:
در حرم حضرت احمد بن موسی شاهچراغ (ع) دعاگویتان بودم.

برچسبها: